باسمه تعالی
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ...
السلام علي ولي الله و حبيبه ، السلام علي خليل الله و نجيبه ،
السلام علي صفي الله و ابن صفيه ...
اربعین آمد و اشکم، ز بصر می آید & گوئیا زینب محزون، ز سفر می آید.
باز در كرببلا، شيون و شينی برپاست & كز اسیران ره شام، خبر می آید.
رود، رودی، شنوم از طرف شـام، مـگـر & ام ليلا به سر، نعش پسر می آيد؟
كاش می داد كسی، بر علی اكبر، پيغام & کای جوان، مادر پيرت ز سفر می آيد.
و علی اصغر بی شير بداند كـه رباب & با دل و سینه پـر خون جگر، می آيد.
ای صبا ! گوی به عباس، كه از جا برخيز & ام كلثـوم تو، خم گشته كمر، می آيد.
« صامتا »! از چه نگفتی بـه سر قبر حسين & عابدين، خون جگر و ديده تر، می آيد؟
از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم & تو بر نی بودی و دیدی چها دیدم، چها کردم؟
گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن، نمی بردم & ولی فیض زیارت را، تمنا از خدا کردم.
به یادم مانده آن روزی، که می جستم ترا، اما & تنت پیدا به زیر سنگ و تیر و نیزه ها کردم.
تو را ای آشنای دل، اگر نشناختم آن روز & مرا اکنون تو نشناسی؛ وفا بین تا کجا کردم.
تن چاک تو را چون جان، گرفتم در برم اما & برای حفظ اطفالت، تو را آخر، رها کردم.
بسان شمع آبم کرد، بانگ آب، آب تو & اگر چه تشنه بودم، چشمه های چشم وا کردم.
میان خیمه های سوخته، همچون دلم٬ آن شب & نماز خود نشسته خواندم و بر تو دعا کردم.
شکسته جای مُهرت را، ز بی مِهری به نی دیدم & شکستم فرق خویش و اقتدا بر مقتدا کردم.
ولی هرگز ندادم عجز را ره در حریم دل & سخنرانی میان دشمنان، چون مرتضی کردم.
فرارسیدن " اربعین جانسوز حسینی (ع) "
را به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبری،
و تمامی شیعیان جهان و ارادتمندان و عزاداران حسینی (ع)،
تسلیت و تعزیت عرض می نماییم. 
برچسب: اربعین حسینی,
نویسنده: قاسم رمضانی لیمائی